شورای پژوهش مرکز در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، با حضور جمعی از مدیران، صاحبنظران و پژوهشگران برگزار شد. در این نشست، پژوهش «سرمایهگذاری در بازارهای کالایی و فلزات اساسی» ارائه شد.
در ابتدای نشست بر اهمیت شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری پایدار در حوزه معدن و صنایع معدنی تاکید شد، حوزهای که به واسطه دسترسی به منابع انرژی و ذخایر غنی، مزیت رقابتی ذاتی کشور محسوب میشود. در این پژوهش پس از پایش دقیق عملکرد ۱۱ فلز منتخب در یک بازه زمانی ۱۳ساله و غربالگری فنی، شش فلز «طلا، مس، آلومینیوم، روی، قلع و نقره» بهعنوان ارکان اصلی برای تشکیل سبد سرمایهگذاری پیشنهاد شد.
در ادامه نشست تصریح شد که توسعه معدنی و صنعتی کشور با اتخاذ تصمیمهای کوتاهمدت و واکنش به نوسانات مقطعی بازار محقق نمیشود. همچنین تأکید شد که ذخایر معدنی بهعنوان سرمایهای بیننسلی، تنها زمانی به موتور رشد اقتصادی تبدیل خواهند شد که سرمایهگذاری در آنها از مرحله استخراج فراتر رفته و با حوزههای فرآوری، صنایع پاییندستی، زیرساخت، فناوری و صادرات پیوند یابد.
در این نشست، ارزیابی رفتار بازار فلزات صنعتی و گرانبها با توجه به مزیت نسبی کشور و شناسایی ترکیبی از سرمایهگذاری که بتواند در افق بلندمدت، تعادل مناسبتری میان بازده و ریسک ایجاد کند و در نهایت عایدی بیشتری نصیب کشور شود، بهعنوان هدف این پژوهش مطرح شد. بر اساس نتایج اعلامشده، یکی از مهمترین دستاوردها، دستیابی به یک سبد بهینه در حوزههای طلا، قلع، مس، روی و آلومینیوم است. وزن پیشنهادی این سبد شامل ۵۰.۶ درصد طلا، ۲۶ درصد قلع، ۱۰.۶ درصد مس، ۷ درصد روی و ۵.۸ درصد آلومینیوم اعلام شد. همچنین در این نشست تأکید شد که این ترکیب نباید بهعنوان یک نسخه ثابت و همیشگی برای آینده تلقی شود، بلکه باید آن را تصویری از رفتار و ویژگیهای این بازارها در دوره مورد بررسی دانست.
فاصله گرفتن از نگاه تکمحصولی و حرکت به سمت تنوعبخشی هدفمند سرمایهگذاری، رویکردی است که در برابر نوسانات بازارهای جهانی، انعطاف و تابآوری بیشتری ایجاد میکند. از منظر سیاستگذاری نیز سرمایههای بزرگ کشور نباید صرفاً بر اساس جذابیت مقطعی یک فلز یا یک پروژه تخصیص پیدا کند. همچنین قرار گرفتن طلا و قلع با سهم بالاتر در ترکیب بهینه، در کنار مس، آلومینیوم و روی، نشان میدهد که طراحی یک سبد متنوع نقش مهمی در مدیریت ریسک دارد.
در پایان این نشست تأکید شد که در حوزه سیاستگذاری، علاوه بر در نظر گرفتن ظرفیت ذخایر و مزیتهای تولیدی، عواملی همچون رفتار بازار، ریسک، امکان تکمیل زنجیره ارزش و پیوند هر ماده معدنی با صنایع داخلی نیز باید در تصمیمگیریها لحاظ شوند. همچنین پیشنهاد شد که سرمایهگذاریهای بلندمدت بهصورت پویا مورد بازنگری قرار گرفته و ترکیب آنها متناسب با تغییر شرایط بازار، امکان ورود به حوزههای جدید و تغییر در حجم سرمایهگذاریها اصلاح گردد. بر این اساس، بخش معدن باید از یک فعالیت صرفاً استخراجی فاصله گرفته و به یکی از پایههای اصلی راهبرد صنعتی کشور تبدیل شود. در این راستا، ضرورت دارد که دولت با ایجاد ثبات در مقررات، تأمین مالی مناسب، توسعه زیرساختها و هدایت سرمایهها به سمت تکمیل زنجیرههای ارزش، بستر لازم برای سرمایهگذاری بلندمدت را فراهم کند.

- ترکیب پیشنهادی سبد سرمایهگذاری در بازارهای کالایی و فلزات اساسی
در نهایت تصریح شد که هدف اصلی سیاستگذاران نباید تنها افزایش حجم استخراج باشد؛ بلکه تمرکز باید بر تبدیل ذخایر معدنی به ارزش افزوده، ایجاد صنایع رقابتپذیر، توسعه اشتغال تخصصی و کسب درآمدهای صادراتی پایدار قرار گیرد. با حاکمیت چنین نگاهی، سرمایهگذاریهای امروز در بخش معدن میتواند تضمینکننده ظرفیت صنعتی و قدرت اقتصادی کشور در دهههای آینده باشد.
در بخش دیگری از این نشست، مدیرعامل مؤسسه سرآمد، گزارشی با محوریت «مواد معدنی حیاتی» ارائه کرد. در این ارائه، با بررسی روندهای جهانی و مطالعات انجامشده توسط اندیشکدهها و نهادهای بینالمللی، از جمله برنامهها و فراخوانهای کمیسیون اروپا در حوزه مواد خام حیاتی، اهمیت ایجاد سازوکارهای جدید برای تأمین، سرمایهگذاری و توسعه زنجیره ارزش این مواد موردتوجه قرار گرفت. همچنین موضوعاتی همچون ضرورت ایجاد مرکز اطلاعات و رصد مواد معدنی حیاتی، راهاندازی صندوقهای تخصصی سرمایهگذاری، تقویت همکاریهای بینالمللی، توسعه ظرفیتهای اکتشاف، فراوری و بازیافت و نقشآفرینی ایران در زنجیره جهانی مواد معدنی حیاتی مورد بررسی قرار گرفت.
در این ارائه تأکید شد که باتوجهبه اهمیت فزاینده مواد معدنی حیاتی در صنایع آینده، گذار انرژی و فناوریهای نوین، ایران نیازمند طراحی سازوکارهای هوشمند برای بهرهگیری از ظرفیتهای معدنی، کاهش ریسک سرمایهگذاری و حضور مؤثرتر در زنجیرههای ارزش جهانی است.
در بخش دیگری از نشست، موضوع «هوش مصنوعی و کاربردهای آن در کسبوکار و حکمرانی» مورد بررسی قرار گرفت. در این ارائه، ضمن اشاره به روندهای جهانی توسعه هوش مصنوعی و خروج تدریجی این فناوری از مرحله آزمایشگاهی به سمت کاربردهای واقعی، بر ضرورت حرکت سازمانها به سمت بهرهگیری هوشمندانه از این ظرفیت تأکید شد. همچنین موضوعاتی همچون تغییر ماهیت مشاغل، نقش هوش مصنوعی در افزایش بهرهوری نیروی انسانی، ضرورت توسعه مهارتهای شناختی کارکنان، اهمیت سرمایهگذاری بر «سرمایه مغزی» و شکلگیری مزیت رقابتی آینده بر پایه ترکیب توانمندی انسان و هوش مصنوعی مورد بررسی قرار گرفت.
در این ارائه تأکید شد که هوش مصنوعی جایگزین انسان نخواهد بود، بلکه سازمانهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند تعامل مؤثر میان نیروی انسانی، داده و فناوریهای هوشمند را ایجاد کنند. همچنین بر ضرورت طراحی ساختارهای مناسب، آموزش کارکنان، مدیریت تغییر و استفاده از هوش مصنوعی برای بهبود تصمیمگیری، افزایش کیفیت خدمات و خلق ارزش جدید تأکید شد.
جلسات شورای پژوهش آرا باهدف بررسی موضوعات اولویتدار، ارتقای کیفیت فعالیتهای پژوهشی، تقویت ارتباط میان مراکز علمی و پژوهشی و ایجاد زمینه برای ارائه راهکارهای مبتنی بر دانش، بهصورت منظم ادامه خواهد یافت.